عبد الحي حبيبى

817

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

تشبيب بزنان و ستايش دوشيزگان ميكرد ، و سحر غزل و تشبيب او در زنان فتنه مىانگيخت ، تا كه المهدى او را ازين مغازله با زنان بازداشت . و ابن رشيق او را بدين سبب امروء القيس طبقهء محدثين دانسته است . « 1 » و گويند كه اشعار لطيف و نغز او در تشبيب و ستايش زنان در تمام عراق آنقدر شهرت يافت ، كه تمام دوشيزه‌گان سراينده و نيكوان بصره آن را مىسرودند ، و زنان به خانه‌اش آمده و ازو اشعارش را مىگرفتند ، و مالك بن دينار زاهد آن عصر گفتى : « هيچ چيزى براى مردم بصره از اشعار اين نابينا مويدتر به فسق نيست . » و و اصل بن عطاء ميگفت : « سخنان اين نابيناى ملحد از فريبنده‌ترين و اغواكننده‌ترين تزاوير شيطانست ! » « 2 » بشار در فنون شعر تصرف ميكرد ، و قوالب جديدى را كه پيش ازو نساخته بودند براى آن مىساخت « 3 » ، و هيچ چيزى را از ديگران نمىگرفت « 4 » و با قوهء خاصى كه از فقدان حاسهء بصر ناشى بود ، و در قواى شنوايى و بويايى تمركز ميكرد ، به تصوير مطالب شعرى مىپرداخت « 5 » ، بقول جاحظ وى شاعر را جزو سجاع سخنور و داراى سخنان منثور و مزدوج و رسايل معروفى بود « 6 » . اما بشار در عقايد فتورى داشت ، و در پرستش آتش كه كيش اسلاف او بود غلو ميكرد « 7 » و حتى در برخى از اشعار او شيطانرا كه از آتش آفريده شده ، بر انسانيكه از خاك مخلوقست فضيلت داده مىشود « 8 » و شايد همين عقايد الحاد و زندقه او و جرأت ادبى و لسان تيز هجو و هتاكى و مغازله با زنان بود ، كه خليفه المهدى او را هفتاد دره زد و در زير ضرب جلادان خليفه در سنه 167 ه 783 م جان داد ، و در بصره دفن شد « 9 »

--> ( 1 ) - قراضة الذهب 16 از ابن رشيق . ( 2 ) - ضحى 1 / 184 بحوالت الاغانى 3 / 41 ببعد . ( 3 ) - الاغانى 3 / 25 ( 4 ) - قراضه 58 ( 5 ) - عباس عقاد در مراجعات فى الادب و الفنون 134 ببعد . ( 6 ) - البيان و التبيين 1 / 49 ( 7 ) - الكامل مبرد 547 ( 8 ) - ديوان بشار 64 و نيز رجوع به آغاز فصل سوم اين كتاب ( 9 ) - بروكلمان 2 / 13 ببعد و الاعلام 2 / 24